دسته: آفرینش حشرات

  • شاهکار آفرینش مورچه

    شاهکار آفرینش مورچه

    تصویر آناتومی بدن یک مورچه را به نمایش می‌گذارد، همانطور که مشاهده می‌نمایید معده و روده جاندار در سمت بالایی بدن مورچه قرار گرفته است اما سیستم عصبی جاندار در قسمت پاینی بدن جاندار قرار گرفته است این دقیقاً برعکس یک انسان است اما زیبایی آفرینش این مورچه در چیست؟

    مورچه‌ها جاندارانی هستند که به دلیل جثه کوچک معمولاً از بالای سر مورد حمله قرار می‌گیرند و ممکن است از قسمت بالای سر مورد اثابت اجسام سنگین قرار بگیرند، در این حالت در صورتی که سیستم عصبی جاندار در بالای بدنش قرار داشت هیچ شانسی برای زند ه ماندن نداشت اما در این حالت در صورتی که جسم بیش از اندازه سنگین باشد بجای سیستم عصبی معده و روده جاندار آسیب می‌بیند و جاندار آسیب کم‌تری متحمل می‌شود و علاوه بر این سیستم عصبی مورچه در قسمت پاینی با توجه به اینکه مورچه جزو کوچک‌ترین جانداران جهان است، بسیار کمتر آسیب پذیر تر است، علاووه بر این چشمان مورچه نیز مستقیم به سیستم عصبی وصل است در حالی که در جاندارانی مثل انسان چشم‌ها به مغز وصل و سپس به سیستم عصبی متصل است، این مساله برای انسان مزیت محسوب نمی‌شود اما برای مورچه مزیت محسوب می‌شود زیرا به دلیل کوچک بودن و در خطر بودن نیازمند تصمیمات آنی است و بلا فاصله باید بعد از مشاهده خطر سیستم عصبی جاندار دستور فرار بدهد، علاوه بر این همانند زنبور غدد سم نیز به خوبی از روده و معده تفکیک شده است و به سیستم عصبی جاندار وصل شده است که این مساله معده و روده جاندار را از غدد سمی خودش محافظت و امکان واکنش سریع را فراهم می‌نماید، موضوع بعدی عدد فریون جاندار نیز در نزدیکی سیستم عصبی قرار دارند که این مزیت را به جاندار می‌دهند که بلا فاصله بعد از دیدن هم نوعان با آن‌هاارتباط بر قرار کند، حال اگر مورچه با جثه کوچک اش دارای این سیستم عصبی ساده نبود در زمان خطرات و بحران‌ها آسیبپ پذیر تر بود.

    مورد دوم در صورتی که معده جاندار در قسمت پاینی قرار داشت با غذا خوردن آویزان و سنگین می‌شد و این مساله حرکت را برای جاندار دشوار می‌کرد و حتی ممکن بود معده و روده جاندار به اجسام تیز برخورد کنند و آسیب بینند اما معده و روده جاندار نیز دقیقاً در مکانی تعبیه شده است که حتی در صورت سنگین شدن حرکت را برای جاندار آسان می‌نماید.

    حال جای قسمت قرمز و آبی برعکس بود یک مشکل دیگر نیز پدید می‌آمد و آن این بود که غددی که در انتهای سیستم عصبی قرار دارند و جاندار از آن‌هابرای ارتباط استفاده می‌کند به سیستم عصبی وصل نمی‌شدند و یا در صورت وصل شدن در قسمت بالایی بودند که آن‌هانیز تحت شرایط محیطی می‌توانستند آسیب پذیر باشند اما قسمت‌های مهم‌تر بدن جاندار به اذن خداوند متعال در امن‌ترین نقطه موجود قرار گرفتند،.

    مورد دیگر این است که معده جاندار دربهترین نقطه ممکن یعنی قسمت انتهایی قرار گفته و اگر بر اثر یک تکامل تصادفی در غیاب آفریدگار کمی از آن در بخش کمر قرار می‌گرفت، سیستم عصبی جاندار دچار مشل می‌شد و جاندار از بین می‌رفت اما چون تصادفی در کار نیست و همه اجزا به خوبی در کنار هم قرار گرفته‌اند لاجرم این جهان دارای آفریدگاری قدرتمند و حکیم می‌باشد.

    زیبایی خلقت موردچه در این است که هرچند ساختارهای دقیقی ندارد ولی این ساختارها برای جثه کوچک مورچه کاملاً دقیق و زیبا طراحی شده‌اند، تصور کنید جهان هستی خالقی نداشت فقط در این مورد در هنگام یک تکامل تصادفی سیستم عصبی مورچه در قسمت بالا و شکم و روده و معده مورچه در قسمت پایین قرار می‌گرفت، جاندار علاوه بر این که در حمل غذا دچار مشکل می‌شد بسیار آسیب پذیر تر بود و نسل‌های مورچه‌ها به شدت امروز وجود نداشت اما وجود نداشتن نسل مورچه‌ها اکوسیستم سایر جانداران را نیز به هم می‌ریخت زیرا مورچه‌ها در زیر زمین خاک را جابجا می‌کنند و این مساله هوا را به داخل خاک می‌رساند و ریشه گیاهان از این مسیر تنفس می‌نمایند و تنها در صورت ایراد در ساختار مورچه گیاهان نیز درچار مشکل می‌شدند و از این رو تغذیه انسان و سایر جانداران و تداوم نسل انسان و سایر جانداران نیز با مشکلاتی دچار می‌شد و شاید تداوم پیدا نمی‌کرد.

    مورد دیگر تصور کنید در یک فرآیند تکاملی تصادفی در غیاب آفریدگار در مورچه تنها سیستم عصبی و معده و روده در قسمت ابتدایی جاندار به هم مرتبط نمی‌شد، سیستم عصبی جاندار که مسئول واکنش‌های عصبی جاندار است نمی‌توانست مواد غذایی و انرژی آن را به سیستم عصبی منتقل کند، جاندار از میان می‌رفت زیرا نمی‌توانست در برابر محرک‌های بیرونی از خود واکنش نشان بدهد و حتی فرصت تکامل را پیدا نمی‌کرد، همه این پازل‌ها و جروچین ها به گونه‌ای مرتب در کنار هم چیده شده‌اند و جاندار کوچکی بنام مورچه با کارایی فراوان که می‌تواند وزنی چند برابر خود را تحمل کند وجود دارد که امکان اینکه حتی یک مورچه هم حاصل تصادف باشد صفر است و بدون تردید دارای آفریدگاری است.

    در سوره نمل خداوند متعال فرموده اند:

    حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۸﴾
    تا به سرزمين مورچگان رسيدند، مورچه‏ اي گفت: اي مورچگان! به لانه‏ هاي خود برويد تا سليمان و لشكرش شما را پايمال نكنند در حالي كه نمي‏فهمند! (۱۸)
  • بحث خداشناسی درباره آناتومی زنبور عسل

    بحث خداشناسی درباره آناتومی زنبور عسل

    تصویر فوق آناتومی زنبور عسل را به نمایش می‌گذارد، ما در این نوشته با دو بخش از بدن جاندار کار داریم؛

    معده و راست روده(قسمت‌های زرد تصویر)

    زنبور عسل دارای دو معده با عملکردهای متفاوت است: معده عسلی(یا کیسه عسل) و معده گوارشی معده عسلی برای جمع‌آوری و ذخیره شهد گل‌ها به کار می‌رود و در آن شهد با آنزیم‌هایی مخلوط می‌شود تا فرآیند تبدیل به عسل آغاز شود. زنبور پس از بازگشت به کندو، شهد را از طریق دهان به زنبورهای دیگر منتقل می‌کند تا در کندو ذخیره و به عسل تبدیل شود. معده گوارشی اما وظیفه هضم غذا برای تأمین انرژی روزانه زنبور را بر عهده دارد. در صورت نیاز، زنبور می‌تواند بخشی از شهد معده عسلی را به معده گوارشی منتقل کرده و هضم کند. این سیستم دوگانه به زنبور امکان می‌دهد هم برای خود تغذیه کند و هم برای کلنی غذا ذخیره نماید.

    شکم زنبور علاوه بر این دو معده، محل تولید موم و نیش دفاعی (در زنبورهای کارگر) است. **راست‌روده**، بخش پایانی دستگاه گوارش، مواد دفعی را پیش از خروج از بدن ذخیره و تنظیم می‌کند. در این بخش، آب اضافی جذب شده و مدفوع به حالت نیمه‌جامد درمی‌آید تا در شرایط کم‌آبی، زنبور آب بدن خود را حفظ کند. راست‌روده همچنین مواد غیرقابل‌هضم مانند بقایای موم و گرده‌ها را دفع می‌کند. زنبورها برای حفظ بهداشت کندو، عمل دفع را فقط در خارج از کندو انجام می‌دهند. این سیستم گوارشی دقیق، نقش کلیدی در سلامت و بقای کلنی ایفا می‌کند.

    نیش(قسمت‌های آبی تصویر)

    نیش زنبور عسل، ابزاری دفاعی است که به کیسه زهر و غده زهر متصل است. این نیش یک ساختار سوزنی‌شکل و دارای خارهایی است که هنگام ورود به پوست دشمن، در بافت گیر کرده و در بسیاری از گونه‌های زنبور عسل (مخصوصاً زنبورهای کارگر) باعث می‌شود نیش پس از نیش‌زدن از بدن زنبور جدا شود. این اتفاق معمولاً باعث مرگ زنبور می‌شود ولی از کندو در برابر مهاجمان محافظت می‌کند.

    کیسه زهر ماده‌ای به‌نام «ملیتین» و دیگر آنزیم‌های سمی را در خود ذخیره می‌کند. وقتی زنبور نیش می‌زند، این مواد به درون بدن مهاجم تزریق می‌شود و باعث درد، تورم و گاهی واکنش‌های آلرژیک شدید می‌گردد. نیش‌زدن زنبور نه‌فقط دفاعی بلکه در مواقعی هم نشانه‌ای از خطر برای سایر زنبورهاست؛ چون همراه با نیش، فرومون‌های هشدار آزاد می‌شود که زنبورهای دیگر را برای دفاع بسیج می‌کند.

    بحث خداشناسی

    چند گزاره را تصویر نمایید؛

    در یک جهان بی‌خدا که دارای یک خالق هوشمند نبود زنبور بطور تصادفی پدید می‌آمد، صد در صد در صورتی که دارای آفرینش هوشمند نبود، دارای ایرادات بسیاری بود از جمله اینکه می‌توانست معده و روده جاندار با خطوطی که کیسه‌های زهر را انتقال می‌دهند یکی باشند و یا برخورد نمایند، در این حالت در درجه اول خود جاندار بلافاصله از بین می‌رفت زیرا با ورود کیسه زهر به معده و روده جاندار زهر جاندار به بدن خود جاندار جذب می‌شد و جاندار را از بین می‌برد و حتی جاندار فرصت تکامل پیدا کردن را هم نمی‌کرد زیرا بلافاصله منقطع النسل می‌شد با از بین رفتن زنبور کارگر کل کلونی و زنبور ملکه نمیز فرصت تکامل نداشت و از بین می‌رفت.

    گزاره دوم بر فرض محال بدن زنبور می‌توانست با این مساله تطبیق پیدا نماید که نمی‌تواند و در گونه‌هایی از عقرب هنگام خودکشی جاندار خودش را نیش می‌زند، در این حالت عسل جاندار برای انسان‌ها و خرس‌ها زهر آگین بود و قابل استفاده نبود اما طراحی هوشمند بدن زنبور به اندازه‌ای زیباست که عسل و زهر بطور جداگانه تولید می‌شوند و این مسال استفاده از عسل را برای سایر جانداران نیز محیا می‌نماید یعنی چرخه بدن زنبور عسل نیز به اندازه‌ای زیبا طراحی شوده است که بتواند در خدمت انسان باشد و خود این مساله نیز نشانگر این است که آفریدگار جهان هستی به چه اندازه هوشمندانه عمل می‌کند و چگونه نعمت‌های خودش را برای انسان عرضه می‌کند.

    گزاره سوم اگر زنبور عسل مانند مگس از نجاسات تغذیه می‌کرد نمی‌توانست چیزی برای عرضه برای انسان داشته باشد اما مدفوع زنبور عسل یعنی موم نیز پاک است و دارای کاربردهایی برای انسان است، تنها کافی بود زنبور عسل نیز همانند مگس‌ها از نجاسات تغذیه کند نه دارای کولونی بود نه عسل آن قابل استفاده بود، یک دلیل آفرینش مگس در کنار زنبور عسل نیز همان گذاره است که آفریدگار جهان قدرت قدرت خودش را به رخ بکشد که اگر می‌خواست زنبور عسلی نیز وجود نداشت و همه حشرات مثل مگس بودند.

    در سوره نحل خداوند متعال فرموده اند:

    وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ﴿۶۸﴾ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۶۹﴾
    پروردگار تو به زنبور عسل وحي (الهام غريزي) فرستاد كه از كوهها و درختان و داربستهائي كه مردم مي‏سازند خانه‏ هائي برگزين! (۶۸)سپس از تمام ثمرات تناول كن، و راههائي را كه پروردگارت براي تو تعيين كرده به راحتي بپيما، از درون شكم آنها نوشيدني خاصي خارج مي‏شود، به رنگهاي مختلف، كه در آن شفاي مردم است در اين امر نشانه روشني است براي جمعيتي كه اهل فكرند! (۶۹)